امام خمینی (ره) در چهل حدیث مطلب عجیبی را بیان کرده اند: ایشان می فرماید مهم ترین فایده ایمان در لحظه احتضار و مرگ است !!! زیرا شیاطین در صدد هستند تا آخرین تیر در ترکش را رها کرده و انسان مؤمن را بی ایمان روانه آخرت کنند !
جالبه ما تا حالا فکر می کردیم ایمان فقط در زندگی بدرد می خورد ! ولی در کتاب معرفت یافتگان مطلب عجیبی را از آیه الله مستنبط نقل کرده است .
آیه الله مستنبط را در زمان حمله متفقین به ایران دستگیر کرده و حکم اعدام وی را صادر می کنند . وقتی ایشان را برای اعدام می برند و طناب دار را به گردنش می اندازند ، به یکی از اطرافیان می گوید : سیگارت را می دهی تا یک نفس بکشم !!!! آنها تعجب می کنند . اما لحظه ای بعد خبر می رسد که حکم اعدام لغو شده و ایشان را رها کنید . وقتی از ایشان علت آرامش در لحظه اعدام را می پرسند ، می فرماید : من مطمئن بودم که اعدام نمی شوم !!!!
چون من سالها پیش به وبا مبتلا شدم . وقتی در حال احتضار بودم ، شیاطین دورم جمع شدند تا در اعتقاداتم شبهه وارد کنند و مرا بی ایمان روانه آخرت کنند . اما من بواسطه قوت اعتقادی به همه شبهات جواب می دادم و با هر جوابی شیطانی محو می شد !!!! تا اینکه دیگر شیطانی نماند . ناگهان ندایی شنیدم که گفت : بواسطه این مجاهدت تو ، سی سال به عمرت افزوده شد !!!! وقتی طناب در گردنم بود ، هنوز از اون سی سال مونده بود و من یقین داشتم که اعدام نمی شوم !!!!
یادت باشه آیه الله مستنبط با زبانش جواب نداده ، با قلبش جواب داده است !!
موضوعات مرتبط: دستور العمل خدا ومعصومین برای رهایی از مشکلات
جالبه ما تا حالا فکر می کردیم ایمان فقط در زندگی بدرد می خورد ! ولی در کتاب معرفت یافتگان مطلب عجیبی را از آیه الله مستنبط نقل کرده است .
آیه الله مستنبط را در زمان حمله متفقین به ایران دستگیر کرده و حکم اعدام وی را صادر می کنند . وقتی ایشان را برای اعدام می برند و طناب دار را به گردنش می اندازند ، به یکی از اطرافیان می گوید : سیگارت را می دهی تا یک نفس بکشم !!!! آنها تعجب می کنند . اما لحظه ای بعد خبر می رسد که حکم اعدام لغو شده و ایشان را رها کنید . وقتی از ایشان علت آرامش در لحظه اعدام را می پرسند ، می فرماید : من مطمئن بودم که اعدام نمی شوم !!!!
چون من سالها پیش به وبا مبتلا شدم . وقتی در حال احتضار بودم ، شیاطین دورم جمع شدند تا در اعتقاداتم شبهه وارد کنند و مرا بی ایمان روانه آخرت کنند . اما من بواسطه قوت اعتقادی به همه شبهات جواب می دادم و با هر جوابی شیطانی محو می شد !!!! تا اینکه دیگر شیطانی نماند . ناگهان ندایی شنیدم که گفت : بواسطه این مجاهدت تو ، سی سال به عمرت افزوده شد !!!! وقتی طناب در گردنم بود ، هنوز از اون سی سال مونده بود و من یقین داشتم که اعدام نمی شوم !!!!
یادت باشه آیه الله مستنبط با زبانش جواب نداده ، با قلبش جواب داده است !!
موضوعات مرتبط: دستور العمل خدا ومعصومین برای رهایی از مشکلات
تاريخ : شنبه دوم مرداد ۱۳۹۵ | | نویسنده : مروارید البرز |
